چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟

به گزارش وبلاگ مهدی آبادانی، مشکلِ نشخوار فکری آن است که فرد به جای آنکه روی پیدا کردنِ راه حلی برای حل یک موقعیت و درست کردن اوضاع متمرکز باشد، بر رخ دادنِ اتفاقاتِ ناگوار و پیش آمدنِ اشتباه متمرکز است.

چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟

دو چیز است که واقعاً می توانید کنترل کنید: افکار و رفتارتان. هیچ کس دیگری نمی تواند یکی از این دو کار را برای تان انجام دهد. اما بعضی اوقات افکار مزاحم درباره اتفاقاتِ ناخواسته به فکر تان هجوم می آورند و ممکن است به نظر برسد که افکارتان دارند شما را کنترل می نمایند.

به گزارش وبلاگ مهدی آبادانی ؛ فرقی نمی نماید که نشخوار فکری تان مربوط به اتفاقی باشد که در گذشته اتفاق افتاده یا مربوط به نگرانی های تان درباره اتفاقاتِ ناخوشایندی باشد که در آینده ممکن است رخ بدهند؛ نشخوار فکری شما را از لذت بردن از زمان حال محروم می نماید و در طول زمان می تواند منجر به مشکلاتی نظیر افسردگی و اضطراب گردد.

چرا افکار منفی را نشخوار می کنیم؟

بعضی اوقات کوشش می کنیم راهکاری برای یک مشکل پیدا کنیم.

بعضی اوقات منتظریم چیز اشتباهی رخ دهد و کوشش می کنیم که از نتایج نامطلوب پیش گیری کنیم.

بعضی اوقات مغزمان به درستی کار نمی نماید و دسته ای از سلول های عصبی مان مدام در حال شلیک کردن هستند.

بعضی اوقات فقط گرفتار یک عادت بد هستیم.

نشخوار فکری چه اشکالی دارد؟

مشکلِ نشخوار فکری آن است که فرد به جای آنکه روی پیدا کردنِ راهکاری برای حل یک موقعیت و درست کردن اوضاع متمرکز باشد، بر رخ دادنِ اتفاقاتِ ناگوار و پیش آمدنِ اشتباه متمرکز است. اگر رئیس تان از دست شما عصبانی شده باشد، ممکن است مدام درباره کاری که انجام داده اید فکر کنید و نگران باشید که درصورتِ تکرار کردن آن اشتباه پیامد های منفی مانند ازدست دادنِ شغل تان پیش بیاید.

ممکن است صحنه ای که با رئیس تان تجربه کردید را مدام در فکر تان پخش کنید یا بیش از حد نگران باشید که اگر بدترین سناریوی ممکن رخ دهد، چه اتفاقی برای تان خواهد افتاد.

این نوع فکر کردن واکنشِ جنگ یا گریز را در شما فعال می نماید که معمولاً باعث می گردد فرایند تفکری که در پی حلِ مسئله است در فکر شما مسدود گردد.

برای آنکه بتوانید راهکاری برای خلاصی از مشکل پیدا کنید، نخست باید رابطه تان را با افکار مزاحم و نشخوار فکری قطع کنید.

اما مشکل اینجاست که متوقف کردن فکر کاری نیست که همه ما در آن مهارت داشته باشیم. روان شناسان به کوششِ فعالانه برای متوقف کردنِ افکار مزاحم مشکل خرسِ سفید می گویند، زیرا هر نوع کوشش عامدانه برای سرکوب افکار اغلب باعث می گردد که این افکار بیش تر سروکله شان پیدا گردد.

اگر به شما بگویم که به خرس سفید فکر کن و بعد بگویم که فکر کردن درباره خرس سفید را متوقف کن، احتمال اینکه تصویر خرس سفید در فکر تان باقی بماند، بسیار زیاد است. علتش آن است که هیچ کلیدِ خاموشی در مغز وجود ندارد. برای آنکه یک فکرِ خاص را در فکر تان متوقف کنید، باید یک جریان فکری دیگر را روشن یا فعال کنید.

در ادامه چهار روش معرفی می کنیم که به یاری آن می توانید فرایند یادگیری چگونگی کنترل یافتن بر افکارتان را شروع کنید:

فکر پشتِ فکر می آید، بنابراین نشخوار منفی با خودش احساسات منفی می آورد. نگرانی باعث می گردد که اضطراب احساس کنید. اما، روان شناسان می دانند که رفتار نیز می تواند احساساتِ ما را تغییر دهد. اگر می دانید با انجام بعضی کار ها ـ دویدن، صحبت تلفنی با یک دوست، تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه یا مدیتیشن ـ حال بهتری پیدا می کنید، پس می توانید بسامد احساسی تان را ارتقاء دهید.

وقتی خلق تان خوب باشد، شفافیت اندیشه تان نیز بیش تر می گردد و احتمال اینکه از یک رویکرد کاملاً متفاوت به موقعیت تان نگاه کنید نیز افزایش پیدا می نماید. کاری که در شما احساسات مثبت ایجاد می نماید همانند یک ابزار انحرافی عمل می نماید که خیلی ساده تمرکز فکری شما را به سمت یک وظیفه دیگر منحرف می نماید.

بسیاری از چیز هایی که نگران رخ دادن شان هستیم، هرگز رخ نمی دهند. علتش آن است که اغلب اوقات بی شمار دلایل معتبر داریم که می گویند آنچه نگرانش هستیم رخ نخواهد داد. اما، چون مغز با الگوی فعال سازی/بازداری کار می نماید، فکر های فعال درباره بدپیش رفتنِ اوضاع در زندگی، آن را از فکر کردن به دلایلی که می گویند این افکار منطقی نیستند، باز می دارد.

به کوششی آگاهانه و متمرکز احتیاج دارید تا این افکار را از سر بیرون کنید و به دلایلی فکر کنید که نشان می دهند احتمال محقق شدنِ نگرانی ها و ترس های تان بسیار پایین است.

بسیاری مواقع ما احساس می کنیم اگر چیزی ناخواسته و نامطلوب رخ دهد، به کل نابود خواهیم شد. فکر می کنیم بعد از بعضی رویداد ها دیگر نمی توانیم زنده بمانیم یا برای همواره در غم به سر خواهیم برد.

حقیقت این است که رخ داد های سخت و نامطلوب همواره رخ می دهند و مردم اغلب از آن ها زنده بیرون می آیند و بعضی اوقات حتی این رخ داد های ناخواسته حالِ آن ها را بهتر می نماید. مغز ما برای سازگار شدن با شرایط ما توانایی بی حد وحصری دارد.

بسیاری از کسانی که به علت یک سانحه پایین تنه شان فلج می گردد، یک سال بعد از سانحه به مقدار کسانی که برنده لاتاری شده اند، ابراز خرسندی و خوشحالی می نمایند.

اینکه چقدر خوب بتوانید از عهده هر موقعیتی بربیایید تا حد زیادی به ادراک تان از توانایی تان برای حل آن موقعیت بستگی دارد. به جای آنکه مدام به دلایلی که باعث حالِ بدتان خواهند شد فکر کنید، به توانایی و قدرت تان فکر کنید. به سختی هایی که تا به امروز در زندگی تان بر آن ها غلبه نموده اند و به منابع بی حدی که در اختیارتان است و یاری تان می نماید تا با هر چالشِ احتمالی دیگر نیز روبه رو شوید، فکر کنید.

وقتی راهکاری برای موقعیت تان پیدا می کنید، هم احتیاج به نشخوار فکری در مغزتان کاهش پیدا می نماید و هم چیزی سازنده برای فکر کردن در اختیار خودتان قرار می دهید که جایگزین آن افکار نشخوارنماینده می گردد. در اینجا باید چند پرسش مطرح کنید.

پاسخ هایی که به این پرسش های ساده می دهید به شما یاری می نماید تا راهکاری را برای موقعیت تان پیدا کنید:

الف. موقعیتِ پیش آمده (که باعث نشخوار فکری شده است) چه معنایی برایم دارد؟

ازآن جایی که ما فقط در زمان می توانیم رو به جلو حرکت کنیم، تمایل داریم به رویداد ها در قالبِ معنایی که در آینده برای مان دارند، فکر کنیم.

اگر برای رئیس تان بحث نموده باشید، ممکن است نگران آینده تان باشید: رابطه ما ممکن است تخریب گردد؛ ممکن است دیگر ترفیع شغلی پیدا نکنم. (اگر چیز بدی برای تان رخ دهد، اما بر فرایند زندگی تان تأثیری نداشته باشد، نمی تواند آنقدر ها شما را آزار دهد.)

می خواهم رابطه ام را با رئیسم درست کنم. شفافیتی که درباره خواسته ها و احتیاجهای تان دارید، پیش احتیاجی برای به دست آوردنِ راهکار برای هر مسئله ای است.

می توانم از رئیسم بخواهم که درباره موقعیتی که پیش آمده با هم صحبت کنیم. می توانم مراقب باشم که در آینده تااین حد از کوره در نروم. می توانم سازنده و مثبت به تعاملاتم ادامه بدهم. می توانم کوشش کنم تا ارزش مندیِ خودم را نشان دهم.

وقتی برنامه ای برای حل مشکلاتتان داشته باشید، موقعیتِ پیش آمده را متفاوت می بینید و اضطراب و احتیاج برای نشخوار فکری را کاهش می دهید.

اگر همه این موارد با شکست روبرو شد، به خاطر داشته باشید که افکار ما فقط افکار هستند و فکر کردن به چیزی منجر به تحقق یافتنِ آن نمی گردد. مجبور نیستید که بر اساس افکار تان عمل کنید؛ فقط می توانید نظاره گر آن ها باشید و بگذارید فکر های بی فایده از فکر تان خارج شوند.

منبع: The Psychology Today

نویسنده: Jennice Vilhauer Ph.D

ترجمه: سایت وبلاگ مهدی آبادانی

منبع: فرادید

به "چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید